الفيض الكاشاني
270
ترجمة الحقائق ( فارسى )
مىيابد و مدح باعث آن است كه اشعار به كمال نفس ممدوح كند و به اين علّت لذّت ممدوح زياد مىشود هرگاه مدح كننده بصيرِ آگاهى باشد كه « 1 » سخنان گزاف نگويد . و به اين علّت دشمن مىدارد مذمّت كردن را و كراهت از آن مىدارد از براى آنكه مُشعر است به نقصانى در نفس آن كس . سبب دوم : آن است كه مدح دلالت مىكند بر آنكه دل مادح ملك ممدوح است و آنكه مريد و معتقد و مسخّر در تحت مشيّت اوست . و مالك دلها « 2 » شدن محبوب است و شعور به حصول آن لذيذ است . و به اين علّت است كه لذّت عظيمتر مىشود هرگاه مادح كسى باشد كه قدرت وسيعى داشته باشد و به دوستى آن فايدهها رسد مثل پادشاهان و اكابر . و علّت در كراهت مذمّت و دلگير شدن از آن نيز همين است كه گفتيم . سبب سيُم : آن است كه ثناى ثنا كننده و مدحِ مدح كننده سبب صيد نمودن دل مستمعان است خصوصاً اگر مادح [ m . a 63 ] كسى باشد كه گوش به سخن « 3 » آن كنند و مدح آن را عظيم شمرند . و اين مخصوص مدحى است كه در مجمعى مىباشد « 4 » . سبب چهارم : آنكه مدح دلالت بر حشمت و بزرگى ممدوح مىكند و دلالت مىكند بر اضطرار مادح در مدح كردن يا به رغبت يا به قهر و غلبه . و حشمت نيز لذيذ است از آن راه كه متضمّن قهر و قدرت است . و گاه مىباشد كه اين سببها در مدح كردنِ يك مادح جمع مىشود و لذّت عظيمتر مىشود و « 5 » سبب اوّل به اين مندفع مىشود كه بداند كه مادح در مدحى كه كرده صادق نيست ، و اگر چنانچه داند كه « 6 » مادح اعتقاد ندارد به آنچه مىگويد لذّتى كه در سبب
--> ( 1 ) . a s + مدح . ( 2 ) . s a - دلها . ( 3 ) . سخن / a سخنان . ( 4 ) . مىباشد / s a باشد . ( 5 ) . a s - و . ( 6 ) . a - كه .